صبح سر میز صبحانه
زن : عزيزم، پس فردا سالگرد ازدواجمونه. شب خواب ديدم كه تو برام انگشتر الماس خريدي. تعبيرش چيه؟
مرد : مِلِچ مولوچ (صداي خوردن چايي) عصري بهت ميگم.
...............................
عصر موقع ورود مرد به خانه
مرد : عزيزم، اين كادو تقديم به شما.
زن : اي واي دستت درد نكنه، منو غافلگير كردي. حالا چي هستش؟
مرد : چون از اين خوابها زياد ميبيني برات كتاب تعبير خواب گرفتم !!!
روز پرستار را به كليه پرستاران زحمتكش و شبزندهدار تبريك عرض ميكنم.

چه حالي ميكنم با اين آهنگ Chris de burgh. مطمئن باشین به دانلودش ميارزه.
آي ملت، هوا گرم شده، تو رو خدا كم شنبليله بريزین تو خورشت قورمهسبزيتون. بخدا موقع ویزیت و معاينه از بوش خفه ميشيم !!!![]()
اين خبر رو بخونين، به عكس ضميمه هم نگاه كنين (قابل توجه خاتون). به كسي كه باحالترين كامنتو بذاره تصوير يك سكه تمام بهار آزادي (با فرمت JPEG) ايميل خواهد شد!
معاون عمراني استانداري زنجان در جلسه شوراي شهر، خبرنگاران را حيوانات موذي توصيف کرد. وي در جمع اعضاي شوراي شهر زنجان خطاب به خبرنگاران گفت: (من در اين يك سالي كه به زنجان آمدهام، بعضي از اين اصحاب مطبوعات عين بعضي از حيوانات موذي فقط روي زخم مينشينند و اين جاي تأسف براي اين شهر زيباست.) به گزارش خبرگزاري ايسنا سخنان توهينآميز اين آقاي معاون، باعث اعتراض شديد خبرنگاران حاضر در جلسه شد و آنها در واكنش به اين سخنان، جلسه شوراي شهر را ترك كردند. سيدجلال حسيني، يکي از نمايندگان زنجان و طارم در مجلس نيز در واکنش به توهين معاون استاندار زنجان به خبرنگاران گفت: (مسوولان برخي مجموعهها نميخواهند فضاي گلآلود، كمكاريها و سوءمديريتها توسط مطبوعات شفافسازي و به تصوير كشيده شود.)
ميدونيد تفاوت «اداره شهرداري» با «اداره صدا و سيما» چيه؟
فرقش اينه كه اولي آشغال جمع ميكنه، ولي دومي آشغال پخش ميكنه !!!
يكي از خوبيهاي وبلاگنويسي اينه كه تو دنياي مجازي اينترنت دوستان بسيارخوب و باوفايي (و ايضاً باكلاسي) از اقصي نقاط كشور و دنيا پيدا ميشن كه تو عالم واقعي عمراً بتوني پیداشون كني.
مرد خوب مثل دايناسور ميمونه كه نسلش منقرض شده. زن خوب هم مثل پري دريايي ميمونه كه اصلاً از اولش وجود نداشته !!!
اصطلاحاً به كسي كه خوب بنويسه و مقالاتش تو نشريات چاپ بشه ميگن : « فلاني صاحب قلمه ». حالا اگه يه نفر هم مقالات خوبي رو تو سايت يا وبلاگش بذاره بهش چي ميگن ؟ مثلاً ميگن فلاني صاحب كيبورده ؟!
قابل توجه همكاران محترم پزشك پشت كنكوري (ببخشيد پشت امتحان دستياري) و دوستان عزيز :
- اي وَل خرخونی !!! به این دلیل اگه از اين به بعد يه كم دير آپ كردم، منو ببخشین. (نصف روز رو هم سرکار هستم.)
هيچوقت اميد كسي رو ازش نگير، شايد اين تنها چيزيه كه او داره.
قديميترين سلسله پادشاهي كه هنوز پابرجاست، پادشاهي كشور ژاپن است بطوريكه از 1500 سال پيش به اين طرف بر مسند قدرت ميباشد.
راستي راز طول عمر اين پادشاهي چي بوده كه تاكنون از سرير قدرت به پايين كشونده نشده؟ يه كم به سلولهاي خاكستري مغزتون فشار بيارين.
اگر ميخواهي با عقاب تا قله اوج بگيري، دوستي با بوقلمون را فراموش كن.
« طبق آمار رسمي، در دنيا 25 ميليارد تُن بمب اتمي وجود دارد. »
پ.ش 1 : يعني سهم هر انسان از بمب اتمي بيش از چهار تُن است.
پ.ن 2 : فكر نميكنيد سهممون يه كم زياديه !
پ.ن 3 : بالاخره نمرديم و ما هم يه سهم قابل توجه از كائنات نصيبمون شد ! باز گشنهبازي در بيارين!
پ.ن 4 : اگه يه روز بمب اتمي افتاد رو كلهام، پودرمو جمع كنين و باهاش « خشت سر خُم سازيد » ! _ با اجازه از حكيم عمر خيام
پ.ن 5 : امشب اجنهها به خوابت بيان، اگه بخوني وكامنت نذاري !!!
بيمارآقايي بود 55 ساله و چاق. با Chest Pain (دردسينه) اومده بود. موقع گرفتن E.K.G (نوار قلبي) خودم هم بالا سرش بودم و به نوار در حال گرفته شدن نگاه مي كردم.
به پرستار گفتم: ببين، P هاش چه عجيبه ! (موج P در منحني نوار قلبي نشانگر فعاليت دهليزهاي قلب است.)
آقا چاقه در حالي كه روي تخت دراز كشيده بود و كنجكاوانه ما رو نگاه ميكرد، دستي به شكم تپل و پر از چربياش كشيد و گفت : آره دكتر جون، هر چي ميكشم از دست اين پيههاي صاب مرده است !!!
فرآيند توليد آب سنگين توسط عشاير اين مرز و بوم . به اين عكس نگاه كنيد و ببينيد به چه راحتي اين آب بدون كوچكترين آلودگي زيست محيطي و هزينه اضافي توليد و ذخيره ميشه.
تو رو خدا، این تبليغ رو ببينين و بعد يه كامنت باحال بذارين.
(با تشكر از رويا كه اين عكس رو برام فرستاده)
«قرار بر اين شده كه از اين به بعد گامبيا در مجامع بينالمللي حامي ايران باشد.»
پ.ش : اين روزها اسامي كشورهايي رو ميشنويم كه باعث ميشه يادمون بيفته كه خيلي هم جغرافيا بلد نيستيم !!!
- دوست، فاميل، همكار و... : دكتر جون، تو اين دفترچه 10 تا دونه سفيكسيم 400 ميليگرمي و دو تا دونه اسپري سالبوتامول بنويس.
- من : ميخواي چيكار؟
- دوست، فاميل، همكار و... : از داروخونه كلي شامپو و خميردندون و خرت و پرت گرفتم. ميخوام اين نسخهرو به جاشون پاس كنم!
نتايج اين ديالوگ :
1) من مينويسم (چارهاي ندارم، چون تو رو دربايستي گير كردهام) و بعداً احساس حماقت ميكنم.
2) همكار داروساز نسخه رو پاس ميكنه (احتمالاً اونم مثل من چارهاي نداره) و چند روز بعد مأمور محترم بيمه گير ميده و همكارمون بايد سيم جيم پس بده.
3) صنعت بيمه ورشکست ميشه و ما ميگيم مديراش بيعرضهاند.
4) دوست، فاميل، همكار و... از شامپوها و خميردندان استفاده بهينه ميكنه و به ريش ما ميخنده.
لذت ترساندن عميق است و پايدار. به همين دليل است كه مترسك از ايستادن طولاني مدت هيچگاه خسته نميشود.

زندگي رنگ عجيبي دارد،
.......... شايد سبز،
مرگ اما آبيست،
درختان همه سبزند،
اما ريشه در درياي آبي دارند،
زندگي رنگ عجيبي دارد ..........
حكيمي٭ با جمعي از مريدانش٭٭ از محلي ميگذشتند. مرد چاهكن در حال خاليكردن چاه فضولات عمارتي بود. مريدانِ حكيم از بوي تعفن فضولات دماغ خود را گرفته و به سرعت از آن محل فرار كردند. ولي ديدند كه حكيم بر سر چاه نشسته و در انديشهاي ژرف غوطهور است ! حكيم لختي آنجا نشست و سپس به سوي شاگردانش روان شد. از وي پرسيدند: اي استاد، حكمت تفكر شما در كنار چاه فضولات چه بود، در حالي كه بوي متعفن آن چاه عقل از سر ما پراند؟
حكيم جواب داد: چون شما دماغ خود گرفته و از محل متواري شديد، صدايي از فضولات برخاست كه اي انسانهاي فراري! چند روز قبل ما با ظاهري پاكيزه و رنگ و بويي دلكش بصورت سبزيجات و ميوهجات و غذاهاي لذيذ بر سر بازار بوديم و شما براي بدست آوردن ما چه روزها كه زحمت نكشيديد و پساندازها كه خرج نكرديد. چون ما را بدست آورديد و خورديد، ما بر اثر چند ساعت همنشيني با شما به اين سيهروزي افتاديم و متعفن شديم. بهجاي اينكه ما از شما فرار كنيم، شما از ما فرار ميكنيد؟!
٭٭ معادل رزيدنت، اينترن و استيجر زمان حال