وقتي من يك كاري را دير تمام ميكنم، من كند هستم.
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.
وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.
وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري ميكند.
وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.
وقتي من در محل كارم نباشم، من در حال گشتزدن هستم.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.
وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.
وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد ميرفت چون خيلي كار كرده است.
وقتي من كار خوبي انجام ميدهم، رئيسم هرگز به خاطر نميآورد.
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نميكند.
بقيهاش رو هم شما بگين، من خسته شدم.
پ . ن : يه دوست جديد. بهش سر بزنيد.
سال 1390 هجري شمسي اتفاق خواهد افتاد :
خبرنگار واحد مركزي خبر : در پي افزايش ميزان بروز حوادث قلبيعروقي و مرگ و مير ناشي از آن و همچنين افزايش مصرف غذاهاي پرچرب و پركالري و سيگار، طرح مشتركي توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و نيروي انتظامي در حال اجراست. در اين طرح يك نفر كارشناس تغذيه به همراه يك نفر درجهدار نيروي انتظامي در ساعات صرف نهار و شام سرزده وارد منازل هموطنان شده و به بررسي غذاهاي مصرفي و اندازهگيري ميزان كالري آنها، نوع روغن مصرفي خانوار و همچنين مصرف سيگار و دخانيات خواهند پرداخت. در صورت مصرف كالري بالاي 2000 كيلوكالري در هر روز، فرد خاطي به شش ماه الي يك سال حبس تعزيري محكوم خواهد شد. در صورت مصرف سيگار و انواع دخانيات، حبس تعزيري به دو سال افزايش خواهد يافت. روابط عموميهاي اين دو نهاد تاكنون گزارشي مبني بر علت سركشي درجهدار نيروي انتظامي به منازل مسكوني را ارايه نكرده و به سؤالات خبرنگاران در اين مورد نيز پاسخ ندادهاند.
دروغ آيين اربابان و بردگان و حقيقت خداي انسانهاي آزاد است.
اگر قرار بر انتخاب ميبود، جماعت حتماً باراباس را از مصلوب شدن نجات ميدادند!
روزي مردي ثروتمند، پسر بچه كوچكش را به يك روستا برد تا به او نشان دهد مردمي كه در آنجا زندگي ميكنند، چقدر فقير هستند. پدر و پسر يك شبانهروز در خانه محقر يك روستايي مهمان بودند. در راه بازگشت به شهرشان مرد از پسرش پرسيد: «نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟»
پسر پاسخ داد: «عالي بود پدر». پدر پرسيد: «آيا به زندگي آنها توجه كردي؟».پسر پاسخ داد: «بله پدر». پدر پرسيد: «چه چيزي از اين سفر ياد گرفتي؟»
پسر كمي انديشيد و گفت: «فهميدم كه ما در خانه يك سگ داريم و آنها چهارتا سگ دارند و كلي مرغ و خروس و غاز. ما در حياطمان فواره داريم و آنها رودخانهاي دارند كه نهايت ندارد. ما در حياطمان فانوسهاي تزئيني داريم و آنها ستارگان را دارند. حياط محقر ما به ديوارهايش محدود ميشود، اما باغ آنها بيانتهاست. ناني كه ما هر روز صبح مي خوريم بيات است، ولي آنها هر صبح نان تازه و گرم ميخورند. آنها همه چيزشان را در اختيار ما قرار ميدهند، ولي ما از مهمان فراري هستيم. آنها از ته دل ميخندند، ولي لبخندهاي ما مصنوعي است.» با شنيدن حرفهاي پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه كرد: «متشكرم پدر، تو به من نشان دادي كه ما چقدر فقير هستيم!»
احتمالاً تا پنجشنبه نتونم آپ كنم. يه كم دندون رو جيگر بذارين و آبروريزي نكنين تا برگردم! ![]()
لابد بشري هست كه دارن اينهمه سنگ حقوقش رو به سينه ميزنن.
خبر اول : بهرام رادان براي بازي در هر فيلمي بين 15 تا 20 ميليون تومان دستمزد ميگيرد. رادان براي بازي در دو فيلم «ازدواج صورتي» و «چهار انگشتي» روي هم 35 ميليون تومان دستمزد گرفته است.
خبر دوم : پارسا پيروزفر بازيگر جذاب سينما براي بازي در مجموعه «در چشم باد» ماهانه بين 9 تا 10 ميليون تومان قرارداد امضاء كرده است.
پ.ن 1 : قابل توجه پزشكان، مهندسين و ساير صاحبين مدارك محترم و محترمه كه بعد از سالها دود چراغ خوردن و استرس كشيدن و ماليات جواني دادن، هنوز هم كه هنوزه 8مون گروی 9مونه و بايد صبح تا شب و ايضاً شب تا صبح (مختص پزشكان) دور از جون شما سگ دو بزنيم تا از گشنگي نميريم.
پ.ن 2 : حالا هي شب و روز درس بخون و برو كلاسهاي كنكور و پولهاي بيزبون باباتو حروم كن كه چي... ميخوام پزشكي قبول شم...![]()
![]()
![]()
پ.ن 3 : ![]()
![]()
![]()
اشكي براي شوق، شوقي براي درس، درسي براي ميز، ميزی برای کار، کاری برای نان، ناني براي تخت، تختی برای خواب، خوابی برای مرگ، مرگی برای سنگ، سنگي برای ياد، يادي براي اشك... اين است مفهوم زندگی ...
پ .ن : خوب دقت كنيد... اولش با اشك شروع شده و آخرش هم با اشك تموم ميشه...
اگر قرار باشد «عدل و قسط» عادلانه تقسيم شوند٬ «عدل» به آقازادهها ميرسد و «قسط» به کارمندان !

مكالمه واقعي من و يك بيمار
بيمار آقاييست 28 ساله با درد زير شكم.
من (بعد از معاينه): شما واريكوسل طرف چپ دارين و قبل از هر كاري بايستي يه نمونه بدين آزمايشگاه تا تعداد اسپرمهاتون و وضعيت اونا بررسي و در مورد اقدام بعدي تصميم گرفته بشه (توضيح : واريكوسل يك اختلال وريدي در داخل ب+ي+ض+ه معمولاً چپ آقايان است كه باعث كاهش توليد ا+س+پ+ر+م و نازايي ميشه و با يك عمل جراحي ساده قابل درمانه).
بيمار: آقاي دكتر، دكتر شركتمون دو ماه قبل اين آزمايش رو نوشت و من نمونه دادم.
من: خب بيار منم ببينم (منظورم اينكه بايد برگه جواب آزمايش رو بياري منم ببينم).
بيمار بعد از مِن و مِن كردن: آقاي دكتر نمونه رو تو چي براتون بيارم ؟!!!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بچه كه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي...
بزرگ كه شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک...
راستي تا حالا فكر كرديد كشور چين كه داره مشابه هر چي رو فلهاي توليد ميكنه و بازار انواع كالاهاي توليد داخلي رو در كشورمون دچار ورشكستگي كرده، چرا تا حالا سيگار صادر نكرده. كالايي كه مشتري فراواني داره و روز به روز بر تعداد مشتريهاش داره اضافه ميشه ؟
جوابش خيلي ساده است... چين از اين خوان نعمت بيبهره نمونده و با زرنگي هر چه تمامتر و با توليد و عرضه جهاني انواع فندكهاي جيبي كوچك و ارزانقيمت تونسته بازار اين محصول رو در اختيار بگيره. اگه دقت كنين كمتر كسي از كبريت واسه روشن كردن سيگار استفاده ميكنه و حتماً فندك بكار ميبره. فندكها هم طوري طراحي شدن كه در مدت زمان كوتاهي از كار ميافتن. در آينده نزديك فاتحه كارخونههاي كبريت سازي هم خوندهست. خب، رقابت جهاني مخ اقتصادي ميخواد.
ضربالمثل پزشكي :
تازه دامادي كه با V*i*a*g*r*a زندگيشو شروع كنه، عاقبت خوشي نخواهد داشت.