ابتدا این پست و كامنتهاي خوانندگان و جوابهايي كه به كامنتها داده شده است را مطالعه نموده و سپس به سؤالات زير در مورد وبلاگ پاسخ دهيد :
1) كدام Personality disorder را Dominant ارزيابي ميكنيد؟
2) در صورت وجود علايمي دال بر Psychosis ، آن را توضيح دهيد.
3) پيشآگهي اختلال مزبور را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
۴) Treatment اين اختلال چگونه است؟
۵) Differential Diagnosis ؟
۶) تيكهاي متعدد LOL كه بصورت مكرر تكرار ميشوند را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
پ.ن : اين پست انحصاراً جهت ارتقاء توان تشخيص باليني دانشجويان پزشكي و پزشكان محترم و سایر همکاران مرتبط گروه پزشکی ايجاد شده و استثناً تنها كامنتهاي بالینی اين همكاران به جهت بحث و تبادل نظر علمي تأييد خواهند شد.
اپيزود 1 :
كارپرداز : آقاي دكتر، واسه 3 روز ماه گذشته براي خودم و خانمم مرخصي استعلاجي ميخوام.
- به پاس حرمت همكار بودن و بدون سوال اضافی، مرخصيها بصورت غيرقانوني نوشته و تحويل داده ميشود.
اپيزود 2 : (دو هفته بعد از اپيزود 1)
من در حالي كه يك فاكتور 16 هزار تومني شيشه 6 ميليمتري دستمه وارد اطاق همون كارپردازه ميشم و ميگم : هر چي درخواست كردم شيشه شكسته روي ميزم رو عوض كنن نكردن، خودم ديروز عوضش كردم، اين هم فاكتورش.
كارپرداز : آقاي دكتر شيشه 6 ميليمتري جزو وسايل تزييني محسوب ميشه و واسش نميشه سند رد كرد. غيرقانونيه... متأسفم !
اپيزود 3 :
و... يك ماه بعد شيشه 6 ميليمتري روي ميز رئيس حسابداري عوض ميشه و طي عملياتی متهورانه و نوآورانه، فاكتور و سند معتنابهی زیادی شيشه معمولي پنجره صادر ميشه !!!
نميدونم چرا در كشيكهاي شب، غبطه بيماران و مراجعيني رو ميخورم كه بعد از ويزيت و اتمام كاراشون برميگردند تا شب رو توي خونههاشون بخوابند. اين غبطه زماني به اوج خودش ميرسه كه از پشت پنجره اطاق معاينه، چراغهاي آپارتمانها و خونهها رو ميبينم كه تك تك دارن خاموش ميشن و من ميمونم و بيماران بدحال نصف شبي كه به هيچ وجه خيال بهبودي ندارند.
آهنگ معروف و تقريباً ناياب گروهPet Shop Boys به نامIt's A Sin را از اینجا دانلود نمایید.
آخ كه اگه قرار بود هر كس به اندازه دانش و فهمش حرف بزنه ...
.
.
.
... اونوقت چه سكوت آرامبخشي بر دنیا حاكم میشد.
از اطاق معاينه با عجله ميزنم بيرون. مراجعين و بيماراني كه كيپ تو كيپ توي سالن انتظار نشستن شروع ميكنن به نوچ نوچ كردن كه :
- ميبينه اينهمه آدم اينجا نشسته عين خيالش نيست...
- رفت واسه چاي و سيگار...
- وجدان ندارن كه...
- رفتنش دست خودشه، برگشتنش با خدا...
- ......
و من در حالي كه بعلت ازدحام بيماران نزديك به يك ساعت در اطاق معاينه زنداني بودم و مثل مار به خودم ميپيچيدم، خودمو پرت ميكنم داخل دستشويي !
آهنگ بيادماندني «قد و بالاي تو رعنا» از زندهياد ويگن را از اینجا دانلود كنيد.

مهران مديري جان، اگه عرضه و جرأت و ديگه نميگم چي شو داري! توي سريالت برو تو لباس اين قشر.
پ.ن : به به ... به به !!! الكي روي كلمه اين كليك نكنين كه لينكي نداره. فسفر بسوزونين.
بزرگان فرمودهاند كه تا ميتوانيد تجربههاي بزرگي از زندگي كسب نماييد.
پ.ن 1 : تجربه ميوهايست گرانقدر، كه پس از گنديدن بدرد ميخوره (تازه اونوقت هم حال آدم رو به هم ميزنه).
پ.ن 2 : واسه بنده كه به دست آوردن اين تجربههای بزرگ و گوهربار، معمولاً منجر به از دست دادن زندگی عادی شده .شما رو ديگه نميدونم.
نه زمستاني باش كه بلرزاني و نه تابستاني كه بسوزاني .............
............. بهاري باش كه بروياني.
سال نو بر همه عزيزانم مبارك.