تبليغاتX
متوتروکسات
وب‌ نوشته‌های یک پزشک

مگسي بر پركاهي نشست كه آن پركاه بر ادرار الاغی روان بود. مگس مغرورانه بر روي ادرار الاغ كشتي مي‌راند و مي‌گفت : من علم دريانوردي و كشتي‌راني خوانده‌ام و در اين كار بسيار تفكر كرده‌ام. ببينيد اين دريا و اين كشتي را و ببينيد مرا كه چگونه كشتي مي‌رانم. او در دنيا و ذهن كوچك خود در دريا كشتي مي‌راند. آن ادرار، درياي بي‌ساحل و آن پركاه كشتي بزرگي به نظرش مي‌آمد، زيرا آگاهي و بينش او تا آن حد بود. جهان هر كس به اندازه ذهن و بينش اوست. آدم نادان و كج‌انديش مانند اين مگس و ذهنش به اندازه ادرار الاغ و پركاه است.

برگرفته از داستانهاي مثنوي به نثر -  دكتر محمود فتوحي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 11:17  توسط Dr.MTX  | 

 Rohypnol یا Flunitrazepam: روهیپنول دارویی است از خانواده داروهای خواب‌آور و از طبقه‌ی بنزوديازپين‌ها. اين دارو در درمان كوتاه مدت اختلالات خواب، اضطراب، شل كردن عضلات اسكلتي و پيشگيري از صرع بكار مي‌رود. اين دارو با قدرتی بسیار بالاتر که به دلیل تاثیرات بسیار قوی و طولانی که در خاموش‌سازی سیستم عصبی مركزي اعمال می‌کند به "داروی تجاوز" نيز معروف است. عوارض این دارو عبارتند از :استفراغ، توهم، سرگيجه، دشواری در تنفس، کما، "فراموشی کامل"، اختلال در تکلم، اختلال تنفس.

+ نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 11:51  توسط Dr.MTX  | 

قاطرها و انسانهای احمق يك وجه مشترك دارند و آن اينكه همواره از يك مسير حركت مي‌كنند : لبه دره !

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 10:42  توسط Dr.MTX  | 

بعضي‌ هنرپيشه (نما) ها ثابت كردند كه وقتي در نقش يك فرد رذل و دو رو بخوبي ايفاي نقش مي‌كنند، اصلاً خودشان ذاتاً  اينگونه هستند كه بخوبي مي‌توانند از پس آن نقش برآيند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 22:59  توسط Dr.MTX  | 

اوست که مردی است از جنس مردم.........

گفته میشه که ربنای استاد شجریان در رمضان امسال از صدا و سیما پخش نخواهد شد. خب نشه... اصلاْ احتیاجی به صدا و سیما نیست. الحمدالله همه تو خونه هاشون دستگاههای دی وی دی و یا سی دی پلیر قوی دارن... اینم فایل ربنا که از (اینجا) قابل دانلوده.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 13:2  توسط Dr.MTX  | 

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 13:37  توسط Dr.MTX 

 استاد منوچهر احترامي داستان نويس كودكان و نوجوانان بود كه در اسفند 87 ديده از جهان فروبست . متن زير داستان كوتاهي از اوست.

مارها قورباغه‌ها را مي‌خوردند و قورباغه‌ها غمگين بودند. قورباغه‌ها به لك لك‌ها شكايت كردند. لك لك‌ها مارها را خوردند و قورباغه‌ها شادمان شدند. لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه‌ها. قورباغه‌ها دچار اختلاف ديدگاه شدند. عده‌اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده‌اي ديگر خواهان بازگشت مارها شدند. مارها بازگشتند و هم‌پاي لك لك‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها كردند. حالا ديگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند كه براي خورده شدن به دنيا مي‌آيند. تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است :

اينكه نمي‌دانند توسط دوستانشان خورده مي‌شوند يا دشمنانشان!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 11:1  توسط Dr.MTX  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 11:6  توسط Dr.MTX  | 

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 8:14  توسط Dr.MTX  |