نظریه
بر طبق یک نظریه قدیمی : لاكپشتها بهتر از خرگوشها راه را پيدا ميكنند.
-
توصيه : اگر ADSL داريد، (اين) را از دست ندهيد.
بر طبق یک نظریه قدیمی : لاكپشتها بهتر از خرگوشها راه را پيدا ميكنند.
اين جان كندن كه رويش نام بامسماي "زندگي" را گذاشتهاند، صرفاً يك غلط املايي است. مطمئن باشيد كه با مردنمان شكل درست نوشتن زندگي را ياد خواهيم گرفت.

سوال : چطور میتوان فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان روانپزشکی نیاز دارد یا نه؟
جواب : وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که با یکی از اینها وان را خالى کند.
قبل از خواندن ادامه مطلب به این سوال جواب دهید که شما به عنوان انسان سالم از نظر عقلی، در این موقعیت کدام کار را انجام خواهید داد؟

با دقت به عکس بالا نگاه کنید. آن نقطه کوچک کره زمینی است که ما در آن زندگی میکنیم.
این عکس بوسیله کاوشگر Cassini-Huygens زمانی که در نزدیکی حلقه سیاره زحل قرار داشت گرفته شده است.
ما همگی داخل این نقطه کوچک هستیم. تمامی کشمکشها و جنگهای ما، تمامی مشکلات ما، تمامی قوتها و ضعفهای ما، تمامی تکنولوژی، هنر و ساختههای ما، تمامی تمدنها، حیوانات و گیاهان ما، تمامی نژادها و مذهبهای ما، تمامی ملتها، کشورها و دولتهای ما، تمامی افرادی که به آنها عشق میورزیم و یا از آنها نفرت داریم، در جمع بیش از 6 بیلیون انسان که در تلاش زندگی از یک روز به روز دیگر هستند، همگی و همگی داخل این نقطه کوچک هستند.
با توجه به این کوچکی این نقطه محقر در مقابل عظمت نامحدود جهان، اینهمه غرور و تکبر و خودخواهی برای چیست؟!
پ.ن : بعضاً تعدادی از خوانندگان محترم، بدون دادن آدرس وبلاگ و یا ایمیلشان سوالاتی مطرح میکنند که انتظار جواب دارند.
آقا یکی بگه Miniator یعنی چه؟ من که توی فرهنگ لغات فقط Miniature (کوچک شده) رو پیدا کردم. جالبه که شرکت سایپا لغت بيمعناي Miniator را روي خودرو تمام ايراني خود حك كرده است. البته خندهدارترين قسمت ماجرا استفاده از يك واژه لاتين براي نامگذاري يك خودرو تمام ايراني است. چشم جناب آقای مهرداد بذرپاش (مدیرعامل شركت خودروسازی سایپا) روشن که چنین مشاوران توانمند و باسوادی دارند!


خالي شدم از رويا ، حسي منو از من برد ، يه سايه شبيه من ، پشت پنجره پژمرد ...
آهنگ فوقالعاده زيباي "معجزه خاموش" با صداي داريوش را از (اینجا) دانلود كنيد.
یک روز يك نفر ! با لباس مبدل رفته بود برای دیدار از مناطق محروم. یک پسر بچه کوچولو رو دید که داره با پای برهنه راه میره. بهش گفت: پسرم! به امید خدا کلاس چندمی؟ پسرک پابرهنه گفت: به امید خدا هنوز مدرسه نمیرم. يك نفر گفت: پس به امید خدا چی کار میکنی؟ پسرک پابرهنه گفت: به امید خدا ننه و بابام مردن و من کارگر هستم. يك نفر بهش گفت: پس چرا کفش نپوشیدی؟ پسرک پابرهنه گفت: چون کفش ندارم. يك نفر خیلی ناراحت شد و شروع کرد به گریه کردن تا عکاسها ازش چند تا عکس بگیرن و به پسرك گفت: من بهت قول میدم وقتی رفتم تهران برات یک جفت کفش بفرستم. پسرک پابرهنه گفت: تو چی کاره هستی که میخوای برای من کفش بخری و بفرستی؟ يك نفر گفت: من ... هستم. پسرك گفت: پس ... توئی؟! يك نفر با خوشحالی گفت: پس منو شناختی، حالا بگو شماره پات چنده که برات از تهران کفش بفرستم. پسرك گفت: شماره پای من 43 است. يك نفر گفت: ولی کفش شماره 43 که برای تو خیلی بزرگه؟ پسرك گفت: تا موقعی که تو به وعدهات عمل کنی و کفش رو بفرستی شماره پای من تازه 43 میشه !!!
بعضیها مثل جنس وطنی هستند. قبل از اتمام تاریخ مصرفشون، فاسد میشن !

از آخرين وضعيت بيمار اطلاع دقيقي در دست نيست !
پ.ن : اخبار رسیده حاکیست که در پنج ورودی این شهر مقدار متنابهی جعبه هدایا و شیرینی سنتی روی زمین ریخته شده که در حال فاسد شدن میباشند، ولیکن احدی جرات برداشتن آنها را ندارد! 
به نظر شما علت باخت مفتضحانه تیم ملی فوتبال ایران در برابر عربستان چه بود ؟
1) عدم آمادگی فیزیکی و روانی بازیکنان تیم ملی ایران
2) برتری قدرت بدنی، روانی و تکنیکی بازیکنان حریف
3) عدم تعویض به موقع بازیکنان توسط سرمربی
4) سو مدیریت در تیم ملی
5) خوزه پسیرو سرمربی جدید عربستان
6) تاثیر قدم نحس !!! (همانند مسابقه کشتی فردين معصومي در وزن 120 كيلوگرم با حريف خود از جمهوري آذربايجان در مرحله فينال جام جهاني كشتي آزاد 2009 در ورزشگاه آزادي تهران که ماجرایش رو خودتون بهتر میدونین)
7) همه
"شايان" پسر "خانم زماني" در دانشگاه استهكلم دانشجو بود. روزي خانم زماني براي ديدن پسرش عازم استهكلم شد. در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر آلمانی بنام "سامانتا" زندگی میکند که الحق دختر بسيار زيبايي هم بود.
خانم زماني به پسرش و سامانتا ظنین شده بود و چند بار به این مسئله اشاره کرد، اما هر بار شايان گفت: مادر جان میدانم شما چه فکری میکنید، اما من به شما اطمینان میدهم که بین من و سامانتا هیچ رابطهای وجود ندارد و ما فقط با همدیگر هم خانه هستیم.
یک هفته بعد که خانم زماني به ايران بازگشت، سامانتا به شايان گفت : از وقتی مادرت به ایران بازگشته، قندان نقرهای من گم شده. فکر نمیکنی مامانت قندان را برداشته؟
شايان ايميلي به مادرش زد كه: مادر جان، من نمیگویم که شما قندان سامانتا را از خانه برداشتهاید، و در ضمن نمیگویم که شما آن را برنداشتهاید. اما در هر صورت واقعیت این است که قندان سامانتا از وقتی که شما به ایران بازگشتهاید گم شده.
خانم زماني بلافاصله در جواب پسرش شايان این ايميل را فرستاد:
پسر عزیزم، من نمیگویم تو با سامانتا رابطه داری و در ضـــمن نمیگویم که رابطه هم نداری. اما در هر صورت واقعیت این است که اگر او شبها در تختخواب خودش میخوابید، حتماْ تا حالا قندان نقرهاش را پیدا کرده بود!
گرمترين كلامها از "زبان دستها" شنيده ميشوند.
روي سخنم با شماست آقاي "عزت الله ضرغامی" رئيس نامبارک صدا و سيما. با اين نوآوري و خلاقيت كذايي و منحوس شما در لحظه تحويل سال نو كه كسي انتظار آن را نداشت و الحق كه منتهاي خلاقيت و نوآوري شما در اهانت به ملت ايران بود و نشانه غرضورزي و تفكرات پليد امثال شماها بادمجان دور قاب چينها، مطمئن باشيد نه توانستيد اعتبار نوروز باستاني را كم كنيد و نه رسوم اصيل و كهن ايراني را از بين ببريد. اين رسوم صدها سال سينه به سينه پدران و مادرانمان به زمان حال رسيده و صدها سال نيز بدون احتياج به هيچگونه تكنولوژي برتر به نسلهاي آينده ايران زمين منتقل خواهد شد. با اين كارتان تنها چيزي را كه از بين برديد نيمچه اعتبار رسانه ملي و اعتماد مردم بود و بس و خدمتي شايسته فرموديد به شبكههاي ماهوارهيي آنور آب. كاش قبل از اقدام به اين كار سبک و دور از عقل، كمي تفكر و تعقل ميكرديد و در لحظه تحويل سال جديد، احساسات ملت منتظر و نشسته در پاي این رسانه به اصطلاح ملي را به سخره نميگرفتيد. بدانید که دیگر هیچکس برای تحویل سال نو احتیاجی به مدیریت کذایی امثالی مثل شماها را نخواهد داشت.