اندر احوالات روزگار ما
داد درويشي از ره تمهيد، سر قليان خويش را به مريد
گفت از دوزخ اي نكو كردار، گهي آتش به روي آن بگذار
برگرفت و ببرد و بازآورد،...
گفت در دوزخ آن چه گرديدم، بركات جهيم را ديدم
آتش و هيزم و زغال نبود، اخگري بهر انتقال نبود
هيچ كس آتشي نميافروخت، هر كسي ز آتش خويش ميسوخت !
«وصال شيرازي»
پ.ش : اين بنده خدا وصال شيرازي 180 سال پيش تونسته بوده وضعيت كنوني ما رو ترسيم كنه.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت 9:24 توسط Dr.MTX
|